مؤلف مجهول
92
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
و اگر شريعت « من لم يرحم صغيرنا و لم يوّقر كبيرنا ليس منّا » مشروع ندارند ، كه در تقديم اقارب بر اجانب « 1 » استنهاض ننمايند ، پيوسته واهى الاركان [ 64 ر ] واهن « 2 » الاعضاد باشند . و ايشان را در جلوت تبجيل و احترام نماى و در خلوت جانب اذلال و اهانت را رعايت بايد كرد . و ايشان را تعليم كن تا چون چيزى طلب دارند الحاح نكنند و اگر يافت نشود اسف به خود راه ندهند ، و در چيزها تدنّق نكنند و بسيار فرونروند ، و چون كسى از ايشان چيزى طلبد بدهند و از بخل و ضنّت اجتناب نمايند و عجب و نخوت به خود راه ندهند ، و خود را اسير هوا نگردانند ، چه پيغمبر عليه السلام فرمود كه « ثلث مهلكات : شحّ مطاع ، و هوى متّبع و اعجاب المرء بنفسه » . و عجب استعظام نعمت دنياست و ميل كردن به آن با نسيان نسبت آن بمنعم كه بارى تعالى است . پس اگر با اين اعتقاد منضم شود شايبهء آنكه او را بر خداى تعالى حقّى است و بدان حقّ مستحقّ و مستوجب كرامت است ، آن اذلال باشد . و قال عليه السلام : « انّ صلوة « 3 » المدلّ لا تصعد فوق رأسه . و لان تضحك و انت معترف بذنبك خير من ان تبكى و انت مدلّ بعملك » . يعنى نماز مدلّ كه بعبادت ناز كند بر حقّ تعالى ، از بالاى سر او بالا نرود . و تو اگر بخندى و معترف باشى بگناه خود ، بهتر باشد از آنكه [ 64 پ ] بگريى و ناز كنى به عمل خود . و فرق ميان دلال و كبر آنست كه كبر مستدعى متكبّر عليه است و عجب مستدعى مستعجب عليه نيست . و آفت آن آنست كه گناه را فراموش گرداند و طاعت خود را تعظيم كند ، و سبب آن افراط جهل است .
--> ( 1 ) - ص : اجابت . ( 2 ) - ص : و آهن واهن . ( 3 ) - ص : الصلاة .